موزیک دانلود . بیوگرافی . نقد فیلم
بیشتر راجع به بیوگرافی گروه های راک بحث داریم ....

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 2 شهریور ماه سال 1385
میوز از رادیو هد بهتر است

گروه پر طرفدار میوز که با آخرین آلبوم خود به نام Black Holes And Revelations فصل جدیدی را در دوره کاری خود آغاز کرده است ، به تازگی کنسرت هایی به راه انداخته که در آنها به سیاست های جنگ طلبانه آمریکا و غرب اعتراض میکند. این کنسرت ها با استقبال عمومی مواجه شده است.متن زیر نوشته منتقد سرشناس کرتیس سوارتزن تر بر است که ترجمه عین آن را می خوانید....

عالی بود . یک شوی بی نظیر!! من بارها کنسرت رادیو هد را از نزدیک دیده ام و باید اذعان کنم که موسیقی میوز از انرژی بیشتر و قدرت مضاعفی برخوردار است . هر چند که مقایسه این دو گروه نمی تواند منصفانه باشد . رادیو هد بدون بهره گیری از عناصر موسیقی متال موفق می شود جمعیت را به هیجان بیاورد، در صورتی که میوز از تغییر سبک و گرایش به متال ابایی ندارد و هرگاه احساس می شود انرژی گروه رو به فرو کش است ، قطعه ای پر صدا آغاز می شود و جمعیت دوباره به وجد میایند. ناگفته نماند که میوز با استفاده صحیح از صداهای بلند و کارهای ترکیبی خود حتی در قطعات هارد راک ومتال از سطح یک گروه متال بالاتر میرود . این شو که در آراگون شیکاگو برگزار شد ، حس و حال غریبی داشت و از اواسط کنسرت تقریبا تمام جمعیت با گروه همصدا شدند .

 کیبوردیست گروه بی نظیر بود و با نو آوری های خودش به اصوات خاصی رسیده بود که بسیار طبیعی بودند که قئی ترین قسمت هریک از آهنگ هایشان را کیبورد تشکیل میداد. البته قطعاتی که با پیانو اجرا شدند نیز حس وخال خودش را داشتند ومت که بجز خوانندگی ، پیانو و گیتار هم می زند ، در این کنسرت فوق العاده نشان داد و قدرت خود را به عنوان یک رهبر واقعی برای گروه ثابت کرد.

در این کنسرت نور پردازی و صحنه نیز فوق العاده بود. در پشت سر گروه ده ها صفحه تلویزیونی قرار داشت که هر یک تصاویر خودش را نشان میداد و فقط در لحظاتی همه با هم یک تصویر را پخش میکردند ...

گروه با آهنگ جذاب Take a bow  آغاز کرد و با قطعه به یاد ماندنیthunder cydonia کار خود را به پایاین رسانید .این گروه جوان پس از اجرای آخرین آهنگ خود از تمام سیاست مداران دنیا خواستند که در برقراری صلح جهانی کوشا باشند.....

 

دانلود کنید: Take a bow


پنجشنبه 8 تیر ماه سال 1385
No More CS

     

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یه بار دیگه درخواست GameZone رو برای برگزاری مسابقات انتخابی CounterStrike در WCG 2006 رد کرد ...

بد به حال ما کانتر بازا .

مسابقات WCG(World Cyber Games) s همه ساله توسط کمپانی سامسونگ در سراسر جهان برگزار می شه و  کشور ما چند سهمیه در بازیهای Warcraft TFT , Starcraft BW, CounterStrike,s FIFAو ... داره که وزارت ارشاد امسال برای دومین بار اجازه برگزاری محبوب ترین بازی یعنی Counter Strike رو نداده (همون تخصص ما)! 

این تورنومنت یه چیزی تو مایه های جام جهانی هستش و میزبان مرحله پایانی اون امسال شهر منزا در ایتالیاست. کلا در هشت رشته برگزار می شه و همونطور که گفتم همی رشته های اون در ایران بازی نمی شه...مهمترین رقابت در همین بازی کانتر که این پایین لوگوش مشهوده  ... اگه خودتون چند تا گیم نت برین می فهمین ...

 

       

 

مسابقات انتخابی کشور ما امسال در تهران و احتمالا دانشگاه صنعتی شریف برگزار می شه  (جای CS خالی)

       

اینم عکس تیم ایران
FIFA
amir hosein khalilzadeh
FIFA
Afshin Rostam Shirazi
SC
Siavash Sameni
SC
Farnoud Asnaashari
WC3
Arvand Kaveh
WC3
Masoud Yousefnejad
 
 
 


دوشنبه 22 خرداد ماه سال 1385
شاهکار تیم ملی دز فرانکن نورنبرگ

سلام !

الان که دارم اینا رو می نویسم حدود ۳ ساعت از بازی ایران - مکزیک گذشته و تلویزیون داره پرتقال - آنگولا رو نشون می ده ....

بعد از بازی خیلی دپرس شدم فقط موندم چی کار کنم از بس که از دست این ترک و این لر دراز بدقواره بی ریخت حرص خوردم !

آخه چه می شه گفت به این آدم که چسپیده به تیم ملی بابا مردم یکی بیاد اینو جمع کنه .....   (بازم گلاب به روتون ) کره خر نمی تونه بدوه عین دسته خر اون وسط زمین چرخ می زد !

تیم ما عملا ۱۰ نفره اونم برای ۹۰ دقیقه بازی کرد ...

ببینین درسته که رحمان و کعبی اشتباه کردن اما یکی از عوامل اصلی اون پای کجو کوله آقا لرس که نمی تونه عین آدم با پای راست یه توپ دور کنه !

بد تر از بازیکنان یه مربی غیذ حرفه ای بود که نتونست دست لاولپه رو بخونه و می تونم بگم مهمترین عامل همین بی تدبیری کادز فنی بود ...

یه مربی کاملا حرفه ای مثل لاولپه میاد تیمشو با دو تعویض هوشمندانه از زیر فشار میاره بیرون اما برانکو با دو تعویض احمقانه جناح چپ تیم مارو که همیشه آسیب پذیر بود خرابترش کرد

خلاصه حالم خیلی گرفت نوشته بالا رو هم خیلی تند نوشتم و دورش نکردم اگر هر ایرادی داره که مطمینم داره به بزرگی خودتون ببخشید !!!

موفق باشید.

 


یکشنبه 14 خرداد ماه سال 1385
بچه رزماری - رومن پولانسکی

فیم بچه رزماری Rosemary's Baby ساخته رومن پولانسکی Roman Polansky از فیلم های شاخص دهه 60 محسوب می شود. با وجودیکه من کتاب ارا لوین Ira Levin که فیلم بر اساس آن ساخته شده است خوانده بودم، اما با این وجود از دیدن فیلم و فضای ویژه سینمای پولانسکی در دهه های 60 و 70 لذت بردم.

زن و شوهری جوان که به تازگی ازدواج کرده اند در یکی از ساختمان های قدیمی نیویورک در اپارتمانی ساکن می شوند . خانه آنها در همسایگی زوج سالخورده ای قرار دارد که قصد برقراری رابطه با آنها را دارند ...

بعد از مدتی  رزماری (زن جوان) باردار می شود اما دوران بارداری غیر عادی را طی می کند و در نهایت معلوم می شود مه بچه رزماری یک ...  از دلایلی که فیلم همچنان برای بیننده قرن بیست و یکمی جذاب به نظر می رسد می توان به بازی های خوب ( مخصوصا نقش رزماری ) موسیقی متن بسیار گیرا ( همان لا لایی معروف ) و همچنین فیلمنامه منسجم و بی نقص اشاره کرد .

در کل سبک فیلم معمایی است . معمایی که در تمام طول فیلم کمترین جوابی به آن داده نمی شود اما در سکانس پایانی یکباره همه چیز معلوم میشود ... 

در مجموع می شود گفت که فیلم از لحاظ داستانی به کتاب وفادار مانده است و تقریبا به همان شیوه روایی کتاب داستان را روایت می کند. اختلاف مهم اما این است که در کتاب شیوه پرداخت به گونه ای است که خواننده و به همان ترتیب رزماری تا نزدیکی پایان داستان دچار سوءظن شدید نمی شوند و کتاب اطلاعات اندکی به مخاطب می دهد. به این ترتیب داستان کتاب در پایان به صورت یک شوک و یک ضربه ناگهانی به پایان می رسد. همچنین به دلیل اینکه پرداخت کمتری روی جنبه فاعلانه subjective شخصیت اول داستان یعنی رزماری می شود، صحنه پایانی کتاب ناچار می بایست واقعی باشد.

اما در فیلم کارگردان از همان آغاز کم کم نکاتی را به بیننده منتقل می کند و به این ترتیب او را همراه با قهرمان داستان دچار تردید هایی می کند. به تدریج که فیلم جلو می رود نگاه فاعلانه subjective فیلم بیشتر می شود و به همان نسبت تردید ها و اضطرابات رزماری. به این ترتیب سکانس پایانی فیلم و همچنین کلیه تردید های عجیب و غریب رزماری به صورت یک معمای ظریف در می آیند. آنها می توانند محصول مجموعه ای واقعی از حوادث باشند یا اینکه صرفا ساخته و پرداخته یک ذهن روان پریش باشند. از این لحاظ فیلم پولانسکی از لحاظ جنبه های روانشناختی و عمق کاوش ترس و اضطرابات درونی قهرمانانش به مراتب از کتاب لوین فراتر می رود.

این فیلم همینطور مرا به یاد فیلم مخوف و دیوانه کننده مستاجر The Tenant ساخته همین کارگردان انداخت. اگر چه دنیای مستاجر به مراتب کابوس وارتر و مالیخولیایی تر از بچه رزماری است، اما هر دوی فیلم ها از سبک و سیاق ساختاری و تکنیک های مشابهی برخوردار هستند.

پولانسکی بدون شک فیلمساز با استعدادی است. او چنان در فیلمسازی غوطه ور است که گاه فیلم هایش بخشی از زندگی واقعی او می شوند و بر عکس وقایع زندگی او در فیلمسازیش تاثیر شگرف می گذارد. زندگی او به راستی با فیلمهایش در هم تنیده است. یک سال بعد از ساختن فیلم بچه رزماری، شارون تیت Sharon Tate همسر خود کارگردان که باردار هم بود توسط گروهی شیطان پرست به قتل می رسد! پولانسکی در جایی درباره علاقه غریزیش با سینما می گوید:

"My films are the expression of momentary desires. I follow my instincts, but in a disciplined way"
 


برای آشنایی بیشتر با رومن پولانسکی به این لینک ها مراجعه کنید:

 

پنجشنبه 4 خرداد ماه سال 1385
هنرمند افسانه ای
سلام !
ببخشید که دیر آپدیت می کنم . دیگه فصل امتحاناته و ....
بگذریم در اینجا یه مطلب در مورد فردی مرکوری از مجله خورشید روز ویژه نامه راک کلاسیک چاپ سال ۱۳۷۷ در آوردم امیدوارم خوشتون بیاد :
 
Freddie Mercury
فرخ بلسارا معروف به Queen
براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و ...

فردی مرکوری، از محبوبترین و شاخص ترین هنرمندان موسیقی سبک راک و هارد راک بود که با قدرت آوازخوانی کم نظیر و توانایی های منحصربفرد در اداره صحنه، اجراهای نمایشی و پرزرق و برق زنده و ویدیویی، توانست نام خود را بعنوان یکی از شناخته شده ترین چهره های موسیقی قرن گذشته به ثبت برساند. او آهنگساز، شاعر و خواننده ای افسانه ای بود که هرگز کسی نتوانست پس از او، سبک موسیقی اش را کپی یا دنبال کند، گوش کنید :
audio file Jealousy

در 5 سپتامبر1946 با نام فرخ بلسارا، در زنگبار، تانزانیا از والدینی ایرانی متولد شد. در سن 8 سالگی به مدرسه شبانه روزی سنت پیتر در نزدیکی بمبئی فرستاده شد و در طی سالهای 1963- 1955 در آنجا با آداب و رسوم انگلیسی به تحصیل پرداخت و در همین دوران دوستانش نام فردی را برایش انتخاب کردند.

علاقه فراوان فردی به هنر، بخصوص موسیقی موجب شد تا مدیر مدرسه از والدینش بخواهد تا در کلاسهای موسیقی مدرسه نیز شرکت کند. فردی کلاسهای پیانو را با جدیت و علاقه فراوان دنبال میکرد و در سال 1958 با دوستانش گروه موسیقی راک به نام The Hectics را تشکیل داد.

Freddie's band
John Deacon, Brian May, Roger Taylor
Freddie Mercury
در سال 1963 به دنبال اغتشاشات محلی و سیاسی در زنگبار، فردی و خانواده اش به انگلستان مهاجرت کردند. در آنجا فردی به کالج ایلینگ رفت و در همین دوران با تیم استافل Tim Staffel نوازنده بیس آشنا شد که عضو گروه محلی کوچک Smiles بود. فردی به زودی به تماشاگر ثابت تمرینات این گروه مبدل شد و دوستی محکمی با سایر اعضای گروه پیدا کرد، یعنی برایان می Brian May گیتاریست و راجر تیلور Roger Taylor نوازنده درام.

با تشویق دوستان تازه اش، فردی به نواختن و گاهی خواندن در گروههای موسیقی چون Ibex, Wreckage و... پرداخت. اما این فعالیت مختصر برای او ارضا کننده نبود در نتیجه در سال 1970 زمانی که استافل گروه Smiles را ترک کرد به جای او به گروه پیوست.

آنها وجوه جذاب و تاثیرات راک سنگین جیمی هندریکس Jimi Hendrix و لد زپلین Led Zeppelin، هارمونیهای آوازی گروه بیتلزThe Beatles، پوشش و آرایش مدرن دیوید بووی David Bowie و تی-رکس T-Rex را در یک قالب مشترک ریختند و نتیجه تولد گروه افسانه ای کویین بود. از آنجاییکه فردی برای این گروه آینده درخشانی پیش بینی میکرد نام خود را نیز به رسما" به نامی چشمگیر تغییر داد و فردی مرکوری، وارد صحنه موسیقی راک شد.

Qeen Statue
مجسمه یاد بود فردی مرکوری در نزدیکی استودیوی او
پس از آزمودن عده ای از نوازندگان بیس ، جان دیکن (John Deacon) به گروه پیوست. ورود او درست مصادف با ضبط اولین آلبوم گروه به نام Queen در سال 1973بود. این آلبوم و تک ترانه ای که مرکوری قبل از پخش آن اجرا کرده بود "I can hear music" موفقیت چندانی کسب نکردند. در یکی از اولین برنامهای زنده، پایه میکروفن فردی شکست و او برنامه را به همان شکل ادامه داد. این پایه شکسته میکروفن بعدها به یکی از علایم مشخص اجراهای او تبدیل شد. این اتفاق و چند نو آوری در اجراهای زنده از جمله لباسهای پر زرق و برق طراح معروف زاندرا رودس (Zandra Rhodes) و ... فردی مرکوری را در مرکز توجه قرار داد و او بزودی مبدل به شاخص ترین فرد در دنیای موسیقی راک شد.

گروه کویین به تدریج ، با اجراهای خیره کننده و آلبومهای پرفروشی چون Queen 2 و Sheer Heart Attack هواداران و علاقمندان فراوانی در عرصه جهانی یافته بود اما موفقیت عظیم آنها با ترانه "Bohemian Rhapsody" نوشته مرکوری از آلبوم A Night At The Opera به دست آمد. موفقیتی که با آلبومهای پر سرو صدای بعدی از جمله A day at race-1976 , News of the world-1977 , Jazz-1978 و 1979-Live Killers تحکیم شد. در این سالها مرکوری ترانه سرایی آثاری چون: Killer Queen,Somebody to Love, We Are the Champions, Don't Stop Me Now, و Crazy Little Thing Called Love را نیز بر عهده داشت.

او در اواخر دهه هفتاد هنگامی که جزو خوانندگان پیشگام راک بود، با وجود عکس العملهای وحشت زده طرفدارانش، ظاهر خود را به کلی تغییر داد، موهایش را کوتاه کرد، سبیل گذاشت و لباسهای تمام چرم پوشید. ترانه ها، مجموعه ویدیو کلیپ ها، تورها و کنسرتهای گروه کویین همچنان به صورت مجموعه و تکی، remix و.... همچنان به بازار عرضه میشود و هواداران فراوان دارد.

Qeen home walls
از نوشته های طرفداران بر دیوارهای منزل کویین
او در 24 نوامبر 1991 درگذشت و انبوه طرفداران خود را در غم و ماتم قرار داد. التون جان از جمله کسانی بود که در مراسم تشیع جنازه وی بسیار گریست، از اقصی نقاط جهان برای مزار او گل ارسال شد و معروف است که حدود 4000 مترمربع گل بر سر مزار او جمع شده بود. بنا به درخواست خودش تابوت او را در یکی از کوره های مخصوص در شهر لندن سوزاندن ، برخی می گویند خاکستر آن به زنگبار فرستاده شده، برخی میگویند در یکی از موزه های لندن هست و برخی هم می گویند دست مری آخرین دوست دختر او می باشد. پس از مرگ او دیوار های خانه اش بصورت معبدی برای طرفداران درآمد و در یکی از شهر های سویس که استودیوی اصلی او قرار داشت بنای یادبودی برای این خواننده بزرگ راک - رو به دریا - تهیه شد.
چند نمونه از کارهای او :
 

 

نت موسیقی یکی از کارهای زیبای فردی بنام Killer Queen را می توانید از اینجا داشته باشید

audio fileThere must be more to life than this

audio fileMade in heaven

audio fileLove kills

audio fileIn my defense

audio fileI want to break free

موفق و پیروز باشید...



 


پنجشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1385
CRADLE

سلام

  که به درخواست آقا حامد آماده کردم CRADLE OF FILTH اینم بیوگرافی  

     CRADLE                                      

              Cradle Of Filth

گروه در ابتدای کار یک Demo را برای معرفی خودشون عرضه کردند با نام Invoking the Unclean . و این کار با دو Demo دیگه از گروه ادامه پیدا کرد.درامر ، گیتاریست و بیسیست گروه عوض شدند و به نوعی ارنج گروه تغییر کرد.
سال 1994 و آلبوم The Principle of Evil Made Flesh . اولین کار رسمی گروه. آلبومی که برای عده ای بسیار خشم برانگیز بود. به عقیده بسیاری بد نام کننده گروه شد . چون بر این عقیده بودند که سبک رو به سمت مورد توجه عموم بودن پبش برده و این کاریه که همیشه باعث افت ارزشهای کار میشه. صدای خاص و منحصر به فرد خواننده گروه ، ملودی های قابل درک و تکراری ، استفاده از ریف های
که در Thrash به چشم میخوره ، استفاده از اشعاری که گاها به شدت غمگینند از خصوصیات بارز این اثره. در e Forest Whispers My NameTh استفاده از ریفهای Thrash به چشم میخوره. در One Final Graven Kiss ملودی های آشنا و تکراری که کار رو به سمت عامه پسند بودن سوق داده میشه به وضوح دید. با وجود کاوری ترسناک و وهم آور. با این آلبوم به اندازه کافی Cradle برای همه شناخته شد.
روند تغییر ارنج ادامه داشت تا در سال 1997 البوم بعدی گروه با نام Dusk & Her Embrace عرضه شد. به عده کارشناسان بهترین کار گروه. عقیده دارن Cradle چیزی بیش از گروههای دیگه برای Black انجام نداده، اما کارهای اون به خاطر انحصاری که بعضا در کارهاشون موج میزنه متفاوتند. کاری بعضا غیر عادی و نا آشنا اما زیبا. در Heaven Torn Asunder میشه حس کرد. تا جایی که این آهنگ رو جزو بهترین های Black تا حال میدونن. استفاده از Keyboard رو برای برخی شنوندگان خسته کننده میدونن ، اما  این و جنس صدای خواننده گروه را چیزی برای هدف گروه میدونند. دقیقا همون چیزی که یک European black metal باید دارا باشه. اینها دست در دست هم داد تا Cradle رو از عوامل شناخته شدن Black بدونن!
سال 1998 و Cruelty and the Beast . سومین آلبوم رسمی گروه. جوی ملودیک ، قوی ، و در عین حال تاریک! کاری که حتی هواداران سبک های دیکه رو هم به سمت خودش کشوند. از این آلبوم Cruelty Brought Thee Orchids ، Lustmord and Wargasm رو قابل توجه میدونن. صدای قوی ، کلفت و کاملا مشهود خواننده گروه ، صدای جیغ مانند گروه که از مشخصه های Black به حساب میاد ، صدای خواننده زن گروه ، صدای ریفهای سریع گیتاریست ، حمله های سریع درامر یک کار قوی ارایه داده! کارهایی عموما با یک جوی ملودیک و آروم که با Keyboard تداعی میشه شروع
، و رفته رقته و یا به ناگاه سریع میشه ، در Trackی با نام Lustmord and Wargasm از همین آلبوم میشه این رو به وضوح دید.
کارهای گروه ادامه پیدا کرد تا آخرین کار گروه با نام Damnation and a Day ،که در سال 2003 عرضه شد و جزو آلبومهای قوی این گروه هست.

cradle هم مانند باقی گروههای متال از IronMaiden کاور کرده. یکی از محبویترین آهنگهای IronMaiden با نام Hallowed Be Thy Name که واقعا شاهکاره. اما با همون جو ملودیک ، خشن و سریع Black . Cradle رو شاید نشه به عنوان بهترین گروه Black نام برد ، شاید نشه اون رو در این سبک بی رقیب دونست اما بیشک Cradle از پیشگامان این سبک به حساب میاد. به عقیده خیلی ها اون بهترین معرف Black و شاید پرطرفدارترین اونها باشه. آلبومهای مثل

Dusk and her embrace و از این قبیل رو واقعا بی رقیب میدونن.بیشترین تاثیر پذیری گروه را از operAlice Co و اشخاصی مثل Manson میدونن. یک گروهی که شاید کارهاش منحصر به خودش باشه . و این رو مدیون صدای قوی و خشن و ویران کننده خواننده گروه ، استفاده منحصر به فرد از Keyboard و نوازندگی سریع گیتار میدونن.

Nymphet amine نام آلبوم سال 2004 گروه بزرگ Cradle of Filth هست. آلبومی که خیلی ها انتظار release شدن آنرا میکشیدند. آلبوم با برخوردهای متفاوتی روبرو شد. تعریفهای زیادی که این کار رو بی رقیب میدانند از گروه و برخی قلم بر کل کار کشیدند. کار با یک Intro بسیار خاصی که فضایی ارواح زده رو تداعی میکنه شروع میشه. Intro کوتاه مدت که به مرور محو میشه و کار با Track با نام Gilded Cunt که بسیار سرعتی کار شده ادامه پیدا میکنه. این کار رو بیشک از بهترین و یا حتی با کمی اغماض میتوان بهترین کار این آلبوم در نظر گرفت. حمله های سرعتی به Drum و ریفهایی سنگین مثل چیزی که از Power متال دیده شده در کار به چشم میخوره. صدای Dani در این کار به زیبایی تغییر پیدا میکنه. از Screaming های طولانی تا ادای جمله های سریع برای حفظ روند کار. در ادامه اهنگ Nemesis. چیزی که نشان دهنده این است که در این کار گیتاریست ها وظیفه زیادی بعهده دارند و این در کارهای قبلی گروه با این شدت نماد نداشت. روند بر عهده گیتارها به پیش میره. ریفهای زیبا، قدرتی با گیتارهای Distorted شده! Gabrielle که در مقابل آن شروع طوفانی کمی سرعت کار رو در ابتدای شروع کم میکنه. با Drum سرعتی و ریفهای سرعتی ادامه پیدا میکنه. Dani کار رو چند صدایی به پیش میبره. در برخی از جاهای کار 2 صدا از Dani بصورت Mix شده شنیده میشه! در مجموع روندی کند تر نسبت به باقی کار تا بدین جا داره.

 Absinthe With Faust نیز مانند Track قبل شروعی آرام با Piano داره که گیتارها و Drum به آنها اضافه میشوند. صدایی از Dani که به زیبایی تغییر فاز میده. به جرعت کمتر خواننده از این سبک دارای چنین تکنیکی است! Track بعدی Overdose ) amine Nymphet (نام داره . دوباره سرعتی و با Screaming های قوی . کاری که بعنوان Track اصلی آلبوم چیزه خاصی در آن دیده نمیشود. همان روندی که در Gilded Cunt و Nemesis نمایش داده شده بود. کار در اواسط آن به یکباره ساکت میشه و روند کار کند میشه و با صدای Vocal زن ادامه پیدا میکنه. همچین مواردی در کارهای Dani و COF زیاد به چشم خورده میشه! Medusa And Hemlock که با گیتارهای بسیار قدرتی شروع میشه و صدای Dani با Scream به زیبایی به اون اضافه میشه. بازهم چیزی با همان روند سابق کار. بدون خلاقیتی خارج از محدوده کلی کار. اما نمیتوان کار زیبای Guitarist گروه در این کار رو نادیده گرفت. Soloیی زیبا در اواسط کار از وی دیده میشود. Coffin Fodder که باز هم از کارهای خوب آلبوم به شمار میره. گیتار و بیسی قوی! سرعتی، Vocal قوی و جوی Melodic و زیبا. English Fire و دوباره آرام کردن جو کار. شروعی آهسته با پیانو و ادامه کار با یک جو Melodic که با پیانو و صدای Vocal زن تداعی میشه.

Filthy Little Secret با همان گیتار Distorted شده که بیشک آدم رو یاد کارهای Classic سبک Thrash مینداره. استفاده از Effect های زیبا بر روی صدای Dani و سولوی بسیار زیبای کار در اواسط کار به زیبایی این کار افزوده و باعث شده این کار جزو کارهای خوب این آلبوم به حساب بیاد. Mood کلی این Track به تناوب تغییر میکنه. کند ، سریع ، جیغها و فریادهای بلند! Swan song For A Raven و جوی آرام. Melodic و زیبا که به یکباره سرعتی سرسام آور میگیرد. کار به زیبای توسط Keyboard دنبال میشود. و صدای Dani با حالتی متفاوت با کل کار.

 و باز هم همان سکوت یکباره که در تخصص Dani و COF میباشد. و درامی که بعضا حالت مارش نظامی به خود میگیرد. Mother Of abomination  که با Chorus شروع میشود که نسبتا طولانی است. و باز هم همان روند ثابت کلی کار. amine Nymphet آخرین کار این اثر که با Chorus ی وهم آلود شروع شده و با تمی آرام و با صدای Vocal زن ادامه پیدا میکند. صدای Dani نیز در این Track شاید Tempoی پایین تر از کل کار داشته باشد. این آلبوم Production بسیار قوی دارد. صدا در این آلبوم به شدت قوی کار شده است. در مقایسه با کارهای قبلی گروه شاید کمی کمتر راضی کننده باشد. جو Melodic همیشگی و خاص کارهای Black کمتر به چشم میخورد. کار بعضا بسیار سرعتی ادامه پیدا میکند. تا حدی که برای شنونده کمی کسل کننده میشود. اما استفاده از گیتار به عنوان محور اصلی کار ، سولو های زیبا و ریفهای قوی از نقاط قوت کار است. Dani بیشک جزو بهترین Vocal های این سبک است. در این کار میتوان متوجه این مسئله شد!


سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1385
نقد فیلم دیوار (پینک فلوید) قسمت دوم و سوم

 

سلام دوستان عزیز.

اول بابت اینکه دیر آیدیت کردم پوزش منو بپذیرید.

دوم از دوستانی که با نظراتشون و پیغامهایی که فرستاده بودند و منو شرمنده کردن تشکر میکنم. چون خیلی از دوستان منتظر ادامه ی این مطلب بودند این بار قسمت دوم و سوم رو با هم مینویسم که جبران بد قولیو کرده باشم. امیدوارم که لذت ببرید و بتونید استفاده ی کامل رو بکنید.

 

قسمت دوم و سوم

 

مدرسه خشت دوم دیوار بود

داستان زندگی پینک کمابیش با همان رنجها ادامه پیدا کرد. عقده های ناشی از زندگی با مادری شوهر مرده؛ معنای زنانگی را در ذهن پینک عوض کرده بود. و خیانت همسرش میتوانست دلایل کافی برای یک تصویر اژدها گونه از زن به وجود آورد.

-می دانستم که همانجا هستی و به تلفن جواب نمی دهی.

چه میشد به زن گفت؟

عقده ها انباشته میشد و همیشه یک اژدها مفهوم زن را در ذهن پینک نشان می داد. چاره ای جز غرق شدن وسط کثافت ها نداشت؛ توی مهمانی؛ در مجمع دوستداران راک و در خیابان که هزاران زن ولگرد ولو بودند و خیابان را به لجن میکشیدند.

برای پینک چه چیزی باقی مانده بود؟

دفتر شعرش؟ دستهایی که از فرط پیانو زدن باد کرده بود؟ همسری که رهایش کرده بود؟ پدری که تنها خاطره ای از او داشت؟ پیراهنی که جای سنجاق قاشقک نقره ای کوکائین بر آن باقی بود؟ علاقه اش به جیمی هندریکس گیتاریست؟ تلفنی که هیچگاه پاسخ نمیداد؟ یا کانالهای مزخرف تلویزیون؟

هیچ چیز برای پینک باقی نمانده بود.

 

پینک اول با صدای بلند فریاد کشید. بعد شیشه مربا را به طرف زن پرتاب کرد. بعد آباژور را از جایش کند و گیتار را وحشیانه به دیوار زد. بعد میز را بلند کرد و کوبید به آن طرف. بعد شیشه مشروب را انداخت به طرف دیوار. بعد عکسهایی که به دیوار آویزان است خرد میکند.وبعد تلویزیون را پرت میکند به بیرون و سرش را از شیشه بیرون میبرد و نعره میکشد. دستهای پینک زخمی شده و از آن خون میریزد.

زنش با سخنگوی گروه صلح طلبان روی هم ریخته و او را رها کرده بود. و همیشه تصویر یک خیانت پینک را آزار داده بود. وقتی هم که خواسته بود سراغ یک زن کثیف برود نتوانسته بود؛ نمیتوانست. تابن دندان خشمگین بود.

پینک پشت دیوار بلند و سختی مانده بود؛ پشت دیوار سخت و بلندی که دیگران برایش ساخته بودند. دیواری ساخته شده از عقده ها؛ از عقده نبودن پدر؛ از عقده تحقیر مدرسه؛ از عقده اژدها و از دیدن زن؛ و چشمهایی که مرگ و خیانت در آن پر شده بود.

 

همه چیز را در هم ریخته بود. و با احساسی پر از پوچی؛ با رخوتی سردو مایوس کننده چرخیده بود در خانه و خواسته بود هر چیزی را که بود دور و برش بچیند؛ مثل کودکی که اسباب بازی ها را در اتاقش می چیند تا حساب دارایی اش از دستش در نرود. چند اسکناس؛ دکمه ها؛ یک صدف دریایی؛ بدنه یک گیتار؛ چند قرص؛ بسته های سیگار؛ عکس زنش؛ یک پیچ گوشتی؛ قوطی خالی پپسی کولا؛ یک تلویزیون شکسته؛ چند مهره رنگین و ...

و بعد فکر کرد که این همه دارایی را چگونه میتواد بچیند؛ بهترین شکل چیست؟ این تمام زندگی اوست. آیا همین مجموعه حقیر ارزش ادامه دادن و ادامه یافتن را دارد؟ پینک میخواهد همه چیز را تمام کند؛ یک خودکشی در کمال آگاهی و شعور.

رو به روی آینه می ایستد و موهایش را کامل و با دقت میتراشد؛ صورتش بی حالت و بی روح است. قطره ای خون از گوشه ابرو؛ در میان کف صابون میچکد. حالا دیگر مثل یک سامورایی آماده (هاراگیری) است. بر میگردد و بر صندلی مینشیند. تلویزیون عصبی اش میکند؛ یه سخنرانی های سیاسی است؛ یا ورزش؛ یا فیلمهای مزخرف سینمایی؛ یا فیلمهای ژاپنی؛ یا سکس و کارتون و جنگ. جنگ و سیاستمدارها.

پینک بارها در رویاهایش بیمارستانی که پدر را به آن برده بودند جسته بود؛ بارها وارد سنگر شده بود؛ بارها پدر زخمی را زخمی و گرفتار دیده بود. پینک بارها و بارها خود را در میدان جنگ احساس کرده بود و دیده بوده که جسدها را آویخته و لخت روی زمین میکشند. در همان روزها که جنگ تمام شد و سربازها به خانه برگشتند و مردم در ایستگاه های راه آهن انتظار میکشیدند؛ منتظر پدر مانده بود. و صدای (ویرالین) در گوشش پیچیده بود که با آوازهای میهنی جوانان را به شرکت در جنگ تشویق میکرد. و به آنها وعده پیروزی میداد و میخواند: (( ما یکدیگر را در یک روز آفتابی ملاقات خواهیم کرد.))

چه به سرت آمد؟ چرا دیگر چیزی نمیگویی؟ سربازهای زنده بازگشتند و پدر نیامد. و خشت اولی برای دیوار پینک ساخته شد.

پینک در اتاق هتل بیهوش افتاده بود؛ در حالی که جوانها در محل اجرای (شو) منتظر او بودند. مدیر برنامه در را شکست و جسد پینک را بلند کرد. اوباید برای اجرای شو آماده میشد. یک سوزن؛ کمی اقدامات مراقبتی و چند دقیقه آشفتگی و بعد آماده شد تا روی سن برود.

 

پینک یک انبان پر از عقده های حل نشده است. و حالا بدش نمیآید که همه عقده ها را نشان بدهد و همه چیز را در هم بریزد.لباس سیاهش را میپوشد و بالای سن میرود. پرچم (چکش) همراه آنهاست. بدش نمیآید تمام شهر را با چکش هایش خرد کند. پینک با محافظانش و سگهایش و لباس سیاهش از راه میرسد. مثل تمام فاشیستها کودکی را از دست زنی میگیرد و او را در مقابل جمعیت می بوسد. همه او را تقدیس میکنند. مردم دستهایشان را به سوی او دراز میکنند. پینک شروع به خواندن میکند و بعد فریاد میکشد:

-توی جمعیت یه عده مشکوک هستن.

-کاکا سیاه ها و همجنس بازها.

-جهودها رو بگیرین.

-اون که زیر چراغ وایستاده؛ اونم بگیرین.

و مردم را به جان هم می اندازد. همه با عصبییت؛ مشکوکها را پیدا میکنند و دمار از روزگارشان در می آورند. پینک آواز میخواند. و طرفدارانش توی شهر راه میروند و به دنبال مشکوک های عوضی میگردند. سرو کله پلیس پیدا میشود.

 

 

محاکمه

از گناهان پینک نمیتوان گذشت. همه جمع میشوند تا گذشته را به او یادآوری کنند. مادرش معتقد است که در مورد او کوتاهی کرده است؛ نباید اجازه میداد تا او آزادی داشته باشد. نباید میگذاشت تا او با آدمهای ناباب این طرف و آن طرف برود. نباید ....

معلمش میگوید که کمی تنبیه بد نیست. باید اجازه میدادند تا او با شیوه ی خودش پسرک را ادب کند. و معتقد است همه این اتفاقات به خاطر هنرمندان نازک نارنجی و لوس است که لی لی بی لالای پسرک گذاشتند. زنش از رفتار او انتقاد میکند ولی حاظر است به یک فرصت بدهد. پینک محکوم میشود تا دیوارش را ویران کنند. و دیوارش را ویران میکنند.

دیوار؛ ویران میشود و بچه ها از خشت های آن دیوار تازه ای میسازند.

..... ادامه دارد


   1      2      3      4      5      6      7      8      9    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید


کیا ۱۷ ساله از کرمانشاه !      
!Single And Not Looking
شناسنامه کامل من...
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو
موضوع بندی
لوگو دوستان

LoVaB

 

عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 156174